
مثل این عکسه حکایت هرچی عاشقه. مثل این عکسه دل هر کی گرفتاره. همونای که خیلی ها نمی دوونن چیه ! همونی که خیلی های دیگه می دونن چیه و آرزوشو دارن داشته باشن . بزار ساده تر بگم من معتقدم عشق یعنی یه ریسمون یه طناب یه بند یه چیز ـــ شما بخونید یه حس ــ که آدمیزادو وادار می کنه به یک سری باورها پایبند باشه اگر چه دوست داره مثل این عکس طعم آزادی! بچشه ولی باز خودشو گرفتار میکنه تا یاد بگیره همیشه یه کسی هست که نمی خواد دوریشو ببینه . یه کسی هست که با دلش که مثل این طناب حسابی چاربندش کرده تا نکنه از دستش بده . نمی دونم تونستم منظورمو برسونم یا نه ولی می خوام بگم خوش به حال اون کسای که دلشون مثل این قایق به جای گرفتاره .به کسی از جنس خودش . به یه آدمیزاد .همین
+ نوشته شده در دوشنبه سوم بهمن 1384ساعت 12:42  توسط narges
|
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم آذر 1384ساعت 18:42  توسط narges
|
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم آذر 1384ساعت 18:19  توسط narges
|



تمام زیبای های طبیعت تقدیم به تو باد


من صبورم اما . . .
به خدا دست خودم نيست اگر می رنجم
يا اگر شادی زيبای تو را به غم غربت چشمان خودم می بندم .
من صبورم اما . . .
چقدر با همه ی عاشقيم محزونم !
و به ياد همه ی خاطره های گل سرخ
مثل يک شبنم افتاده ز غم مغمومم .
من صبورم اما . . .
بی دليل از قفس کهنه ی شب می ترسم
بی دليل از همه ی تيرگی تلخ غروب
و چراغی که تو را ، از شب متروک دلم دور کند. . . می ترسم .
من صبورم اما . . .
آه . . . اين بغض گران صبر نمی داند چيست !!!!
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم آذر 1384ساعت 17:56  توسط narges
|
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم آذر 1384ساعت 17:40  توسط narges
|
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آذر 1384ساعت 18:49  توسط narges
|
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آذر 1384ساعت 18:45  توسط narges
|
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آذر 1384ساعت 18:39  توسط narges
|
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آذر 1384ساعت 18:38  توسط narges
|
|
|
|
پسر : دوست دارم 
دختر : خفه شو 
پسر :عاشقتم 
دختر : خفه شو
پسر : میمیرم واست 
دختر : خفه شو
پسر : فدات شم 
دختر : خفه شو
پسر : نوکرتم و خاک زیر پاتم 
دختر : خفه شو
پسر : زنم میشی 
دختر : جدی میگی ؟
پسر : خفه شو |
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آذر 1384ساعت 18:32  توسط narges
|